پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۳۰
نقش ملت ایران در تعیین ولایت فقیه و تثبیت نظام اسلامی

حوزه/ کارشناس و تحلیلگر مسائل سیاسی در این گفت‌وگو، پیرامون تحولات اخیر و انتخاب رهبر جدید، به تشریح شاخصه‌های انتقال قدرت، نقش کلیدی مردم در بیداری عمومی و راهکارهای مقابله با توطئه‌های دشمن می‌پردازد.

اشاره؛

پس از وقایع تلخ و در عین حال سرنوشت‌ساز اخیر، از جمله شهادت مقام معظم رهبری و فرآیند حساس تعیین رهبر جدید توسط مجلس خبرگان رهبری، جامعه ایران و افکار عمومی جهان اسلام با پرسش‌های بنیادین و چالش‌های جدیدی روبرو شده است. دشمنان با بهره‌گیری از این شرایط، تلاش کردند تا با ایجاد شائبه‌هایی نظیر موروثی بودن یا القای شبهه‌فرهنگی، انسجام ملی را خدشه‌دار کرده و اهداف تجزیه‌طلبانه خود را پیش ببرند. در این مقطع حساس، تبیین دقیق وقایع، بررسی نقش هوشمندانه نهادهای تصمیم‌گیرنده در خنثی‌سازی توطئه‌ها، و واکاوی تأثیر عمیق این حوادث در بیداری و بازگشت مردم به صحنه، امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر است.

به همین منظور، در گفت‌وگوی پیش رو با حجت‌الاسلام والمسلمین محمد وحیدی، پژوهشگر تاریخ و تحلیلگر مسائل سیاسی، به بررسی زوایای پنهان این تحولات می‌پردازیم.

سوالات مورد بحث این گفت‌وگو:

* تعیین رهبر جدید چگونه و با چه شاخصه‌هایی انجام شد؟

* مشارکت مردم در تصمیمات چه نقشی در تثبیت نظام دارد؟

* بهترین راهکار برای مواجهه با فشارهای خارجی و تحریم‌ها چیست؟

* نقش مردم و جوانان در پیشبرد سیاست‌های کشور چگونه است؟

* چگونه می‌توان وحدت مردم را در مقابل تهدیدات حفظ کرد؟

بسم‌الله الرحمن الرحیم؛ عرض تسلیت به مناسبت شهادت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام و شهادت رهبر عزیزمان.

و با آرزوی موفقیت برای ملت شریف ایران و رهبر جدیدمان حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای پیرامون تعیین رهبری جدید می‌توان از زوایای مختلفی بررسی و گفتگو کرد؛ چه از منظر نگاه‌های تاریخی و چه با توجه به حوادث اخیری که رخ داده و تحولاتی که پیرامون فرآیند تعیین رهبری شکل گرفته است.

* حرکت خبرگان به سمت شاخصه‌ها با هدایت‌های رهبری

یکی از مسائل بسیار مهمی که در این خصوص اتفاق افتاد، مقابله با تبلیغات گسترده‌ای بود که دشمنان طی سال‌ها انجام داده بودند.

در این راستا، می‌توان از اظهارات برخی نمایندگان مجلس خبرگان نام برد که رسماً اعلام کردند: خبرگان ملت با هدایت‌های مقام معظم رهبری، به سمت شاخصه‌های رهبری جدید حرکت کردند. حضرت آقا نیز بارها تأکید فرموده بودند که نظر شخصی روی فرد خاصی ندارند و انتخاب را بر عهده مجلس خبرگان گذاشته بودند.

از آن‌ها خواسته شده بود که پیرامون شاخصه‌های رهبری تحقیق کنند و به توافقاتی برسند و اولویت‌ها را مشخص نمایند. با این اولویت‌ها پیش رفتند و حتی در برخی از بیانات نمایندگان محترم خبرگان، زمانی که می‌خواستند به مصادیق صحبت کنند، حضرت آقا امام شهیدمان مانع شدند و فرمودند که همان اولویت‌ها و شاخصه‌هایی که به آن‌ها رسیدید، کافی است و در زمان مناسب می‌توانید آن‌ها را بر افرادی که حاضر و زنده هستند تطبیق دهید و فرد را معرفی کنید. این یک نگاه و شاکله‌ای بوده که برای تعیین رهبری اتفاق افتاده است.

نقش ملت ایران در تعیین ولایت فقیه و تثبیت نظام اسلامی

*رد شبهه موروثی شدن رهبر، با استدلال منطقی

یکی از شبهاتی که احتمالاً کم و بیش شنیده شده و شاید گستره آن بعد از آرام شدن فضا بیشتر خواهد شد، بحث موروثی شدن رهبری است. اما آن‌هایی که اهل منطق هستند و جریانات را از اکنون دنبال می‌کنند، متوجه خواهند شد که واقعاً این اتفاق نیفتاده است.

موروثی شدن معمولاً در زمان حیات نفر قبلی که صاحب قدرت است، جانشینی به عنوان ولیعهد یا قائم مقام تعیین می‌شود، اما این اتفاق در مورد مقام معظم رهبری نیفتاده است. بعد از شهادت مقام معظم رهبری، مجلس خبرگان به دلیل مسائل امنیتی و حواشی دیگر، جلسات متعددی برگزار کرد.

در بیانات نمایندگان خبرگان، به‌طور لطیف به این موضوع اشاره شد که ممکن است فشارهایی وجود داشته باشد که نماینده انتخاب شده تغییراتی در او ایجاد شود. اما الحمدلله، با تقوای الهی نمایندگان خبرگان، این موضوع به وقوع نپیوست. همچنین، مطالبه ملت نیز افزایش یافت، زیرا فاصله‌ای ایجاد شده بود و احساسات مردم به دلیل طولانی شدن این روند جریحه‌دار شده بود، که الحمدلله رهبر سوم ایران انتخاب شد.

رهبری در جمهوری اسلامی ایران نقشی بسیار کلیدی و بنیادین ایفا می‌کند. اگر به درستی توجه کنیم، مردم ایران در طول تاریخ همواره غیور و حساس نسبت به مسائل دینی و ملی خویش بوده‌اند. تحلیل‌ها حاکی از آن است که در برخی بازه‌های تاریخی، به‌ویژه در دوران قاجار و گاهی در دوره پهلوی، کشور تحت نفوذ دولت‌های بیگانه قرار داشته است؛ امری که ضرورت وجود یک رهبری آگاه و هوشمند برای شناخت شکل و شمایل کار و ایفای نقش در رهبری جامعه را بیش از پیش نمایان می‌سازد.

بدین معنا که اگرچه مردم همان ملت غیور و غیرت‌مند باقی مانده بودند، اما فاقد رهبری بودند که آن‌ها را در مسیر پاسداری از میهن و دینداری و عقاید دینی‌شان هدایت کند. جریان انقلاب اسلامی این فرآیند را تسهیل نمود و شخصیتی فقیه، فیلسوف و حکیم رهبری جامعه را بر عهده گرفت. در پی آن، مردم با تمام وجود از این جریان حمایت کردند و توانستند حکومتی را که اگرچه عمر کوتاهی داشت، اما سراسر ظلم، وابستگی و خفت نسبت به دولت‌های غربی بود، برکنار سازند.

مردم تا پای جان در میدان ایستادند و هم در دوران انقلاب و هم در حوادث پس از آن، از جمله در واقعه کلیدی هشت سال دفاع مقدس، وفاداری خود را به رهبر و امام به اثبات رساندند. آنان پس از آن نیز در عرصه‌های مختلف، این همراهی را به نمایش گذاشتند. بنابراین، رهبری در حکومتی همچون جمهوری اسلامی و برای مردمی با ویژگی‌های ملت ایران، نقشی کلیدی و تعیین‌کننده داشته است.

نقش ملت ایران در تعیین ولایت فقیه و تثبیت نظام اسلامی

* شکست نقشه دشمن برای ایجاد سردرگمی و تأخیر در تعیین رهبری

در نقشه‌های دشمنان، برنامه‌هایی تدوین شده بود که حتی قصد داشتند با هدف ایجاد سردرگمی و به تأخیر انداختن فرآیند تشکیل رهبری، همزمان به رهبری و مجلس خبرگان ضربه بزنند؛ چرا که در صورت طولانی شدن این بازه، جامعه و حکومت و خاک ایران دوباره آسیب‌پذیر می‌شد. اما به لطف خداوند، در بخشی از عملیات‌های خود موفق نشدند و این امر مانع از اجرای کامل نقشه آنان گردید.

هرچند رهبر عزیزمان که حکیمی وارسته بودند، نقش خود را در برهه‌های مختلف، حتی در عرصه مسائل بین‌المللی، به خوبی ایفا کردند. نقش ایشان برای جهان اسلام و در رویکرد ضد امپریالیستی کاملاً آشکار است و داستان مفصلی دارد که نشان می‌دهد ایشان در چه عرصه‌هایی ورود پیدا کرده و چه تأثیرات شگرفی بر موازنه قدرت در جهان هستی و روی کره زمین گذاشته‌اند.

پس از ترور نافرجام مقام معظم رهبری (حفظه الله)، تلاش دشمن بر این بود که فرآیند تعیین رهبری به درازا بکشد تا سردرگمی بیشتری برای مردم ایران ایجاد گردد؛ اما بصیرت و بینش امام شهیدمان (ره) موجب شد تا با انجام تدابیر متوالی، مانع از وقوع این حوادث شوند و امور به سهولت و طبق مصلحت پیش برود.

همان‌گونه که در عرصه نظامی برنامه‌ریزی شده بود و برای فرماندهان تا چند رده جایگزین معرفی شده بود تا در صورت شهادت آنان، مدیریت نظامی و دفاعی کشور با هیچ‌گونه اختلالی مواجه نشود؛ در عرصه مدیریت کلان کشور نیز این تمهید دیده شده بود. شاهد بودیم که در بازه زمانی پس از شهادت ایشان، کشور به لطف خدا دچار انحراف نشد و سردرگمی ایجاد نگردید. مردم بر همان محورهایی که مقام معظم رهبری بر آن تأکید داشتند، باقی ماندند.

اگرچه با فاصله افتادن زمان، برخی نگرانی‌ها در خصوص تعیین رهبری جدید به وجود می‌آمد، اما آگاهی از مواضع و نکات کلیدی که حضرت آقا فرموده بودند، باعث شد دور شهید بزرگوار جمع شوند و این خاک را از آسیب‌هایی که دشمن برایش برنامه‌ریزی کرده بود، برهانند. الحمدالله تا این لحظه با موفقیت و سربلندی ادامه یافته است، به‌گونه‌ای که ما در گزارش‌ها، توییت‌ها و اخباری که از آن سوی مرزها می‌رسد، اظهار ناامیدی آنان را می‌بینیم؛ چرا که برای شخصیتی چون دولت آمریکا و رئیس‌جمهوری آلوده و فاسد آمریکا، اعلام شکستی بزرگ محسوب می‌شود که تمام برنامه‌هایش با ناکامی مواجه شده است.

همچنین در خصوص موضوعات براندازی و تجزیه ایران، دشمن مجبور به عقب‌نشینی شد و سخنان دیگرش را نیز پس گرفت؛ بنابراین، تعیین رهبری جدید در این میان نقشی کلیدی ایفا کرد.

مدیریت هوشمندانه رهبر شهیدمان در این بازه زمانی، که شاید به ظاهر کوتاه به نظر برسد، اما در نبودِ رهبری برای اتخاذ تصمیمات کلیدی و در اوج مسائل جنگ و تهاجم علیه کشورمان، حیاتی بود. ایشان با حسن مدیریت و برنامه‌ریزی دقیق خود، موجب شدند که این مدت بدون هیچ‌گونه سردرگمی و بر اساس موازینی که از پیش تعریف شده بود، سپری شود. مردم نیز به این موازین پایبند ماندند و فرماندهان نظامی نظم خود را حفظ کردند؛ به گونه‌ای که بدون آسیب دیدن یکپارچگی کشور، به لطف خدا توانستیم از این مرحله عبور کنیم. ان‌شاءالله با رهبری جدید که با مشارکت مردم شکل گرفته است، مسیر پیشرفت و سربلندی ادامه یابد.

*نقش کلیدی مردم و اجماع عمومی در تداوم حکومت اسلامی

با انتخاب رهبری جدید و بیعتی که در این ایام مردم با ایشان صورت گرفت، ان‌شاءالله موجب حفظ این انسجام خواهد شد و برنامه‌های بعدی دشمنان ما نه تنها یکی‌یکی نقش بر آب خواهد شد، بلکه امیدواریم با همین حفظ انسجام مردمی، از حالت پدافندی خارج شده و وارد مرحله آفندی شویم؛ تا جایی که ما تعیین‌کننده وقایع پیرامون خود و در منطقه باشیم و در آن‌ها اثرگذار و تصمیم‌گیرنده باشیم.

اگر از منظر تاریخی رابطه با مردم در تصمیمات جامعه اسلامی بپردازیم، این نگاه به عنوان یک مطالبه محوری مردم مطرح می‌شود. برای نمونه، در جریان امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) داریم که پس از رحلت پیامبر اکرم (ص)، وقتی در پی احقاق حق خود بودند، تمام تلاششان بر این بود که مردم پیرامون این مسئله گرد آیند. امیرالمؤمنین از نظر قدرت جسمانی و توانایی فردی، قابلیت اجرای آن بایسته‌هایی را که پیامبر برایشان تعریف کرده بود، داشتند؛ اما بدون آن اجماع و پذیرش مردم، عملی نمی‌شد و آن اتفاق در طول تاریخ شکل نمی‌گرفت و ماندگاری خود را از دست می‌داد.

در روایت تاریخی داریم که حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) در جایی به امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: چرا ساکت نشستی و برای احقاق حق خود اقدامی نمی‌کنی؟

در همان لحظه و همزمان با صدای اذان، حضرت زهرا اشاره می‌کنند که اگر می‌خواهیم این صدا باقی بماند، باید صبر کنیم؛ صبری به این معنا که منتظر بمانیم تا مردم بیدار شوند.

در این میان، اتفاقات بسیار رخ داد که جای بحث فراوان دارد. حضرت زهرا در این نقش بیدارگری، چنان حضور فعالی داشتند که شاید در نگاه اول، با برخی تصورات سنتی از بایسته‌های یک زن مسلمان ناسازگار به نظر برسد. با اینکه پیامبر اکرم (ص) بسیار اصرار داشتند که زنان حضور تعریف‌شده‌ای داشته باشند، اما ما می‌بینیم که حضرت زهرا با گریه‌های خود، روشنگری‌ها، خطبه‌ها و حتی نحوه تدفین خویش، آن‌گونه مدیریت کردند که امور به نفع جریان امیرالمؤمنین رقم بخورد.

آن‌قدر نشانه‌ها بر جای گذاشتند که در طول تاریخ، همواره سوالاتی برای کسانی که جویای مسیر حق هستند شکل بگیرد تا بتوانند راه را بیابند.

آوردن مردم به پای مشارکت و تصمیم‌گیری در حکومت امیرالمؤمنین و پیامبر، نقشی کلیدی و اساسی دارد. حتی در آنجا که پس از بیست و پنج سال خانه‌نشینی، امیرالمؤمنین اجتماع مردم را دور خود می‌بینند، دوباره می‌پذیرند که وارد میدان شوند. این داستان، روایتی تاریخی، دینی و سیره پیامبر و اهل بیت (علیهم‌السلام) است. لذا، تصمیمات مردم، آمدن به پای میدان و حضور آنان در تصمیم‌گیری‌ها نقشی تعیین‌کننده دارد و آنچه اهل بیت برای بیدار کردن مردم انجام می‌دهند، نهایت تلاش آنان است؛ آن هم بدون اجبار و با تلاش برای آگاه ساختن مردم.

از ابی‌عبدالله الحسین (علیه‌السلام) جمله‌ای معروف داریم در روز عاشورا، که نشان‌دهنده جهت‌گیری حرکت ایشان به سوی بیداری مردم است؛ جمله‌ای که می‌فرمایند: «لیستنقذ عبادک من الجهالة»

و در جای دیگر تأکید دارند که قیامشان برای بیرون آوردن بندگان خدا از جهالت و بیدار کردن آنان است تا نقش و تصمیم‌گیری درستی در میدان داشته باشند. اهل بیت هزینه‌های سنگینی را برای این بیداری متحمل شدند تا چشم و گوش ما باز باشد و حواسمان جمع باشد. یکی از این موارد، شهادت ابی‌عبدالله است که حرکت خود را برای بیداری مردم می دانند که برای این بیداری اهل بیت هزینه‌های های سنگینی دادند یکی از آن ها به مقتل رفتن ابی عبدالله است.

اکنون نیز، تصمیم‌گیری مبنایی و مبنای حرکت جمهوری اسلامی، باز هم حضور و تصمیمات مردم است. برای بیداری آن دسته از افرادی که خود را به خواب زده‌اند، تحت تأثیر رسانه‌های دشمن قرار گرفته و از این واقعیت دور شده‌اند، باید عده‌ای به مسلخ بروند و فداکاری کنند.

شاید رهبر عزیزمان، امام شهیدمان، نیز در این اواخر و به دلیل امیدی که دشمنان اسلام به عده‌ای در داخل داشتند که تحت تأثیر رسانه‌ها قرار گرفته بودند، با اهدای خون خود، این توطئه را خنثی و مسیر بیداری را هموار ساختند.

برای نمونه، دشمنان امیدوار بودند با این اقدامات، رهبر عزیزمان را از میان بردارند تا خود وارد میدان شده و کار نظام جمهوری اسلامی را یکسره کنند و به اهداف شوم خود، نظیر تجزیه ایران و به چنگ آوردن نفت آن، دست یابند. اما رهبر ما با آغوش باز پذیرای شهادت شدند و بسیاری از ادعاهای کذب که تحت تأثیر تبلیغات مسموم مطرح می‌شد همچون داشتن املاک در کشورهای دیگر یا قصد مهاجرت و پناهندگی را باطل ساختند.

آن‌ها شاهد بودن که ایشان در همان محیط کار و در حالی که برای استقلال و عزت این مردم تصمیم‌گیری می‌کردند، به شهادت رسیدند و مورد هجمه دشمن قرار گرفتند. این واقعه باعث شد که هر انسان آزاده‌ای در این کشور، حتی کسانی که شاید مخالف جمهوری اسلامی باشند اما اهل منطق و انصاف‌اند، این رفتار دشمن را برنتابند.

ما می‌بینیم که حتی بسیاری از مخالفانی که اکنون در کشورهای دیگر به سر می‌برند، نمی‌پذیرند که چرا باید یک کشور بیگانه در مورد جزئیات و سرنوشت کشور ما تصمیم‌گیری کند. به نظر می‌رسد رهبر عزیزمان، به تعبیری، با این نحوه شهادت و ایستادگی در میدان خدمت، درس بزرگی به دشمنان داد و نشان داد که برای حفظ استقلال و عزت ملت، از هیچ تلاشی فروگذار نیست.

*بیداری عمومی و انتخاب مسیر پس از ذبح عظیم

و من در پیرامون خودم و دوستانی که در خانواده‌ها و محیط‌های کاری با آن‌ها در ارتباط هستم، شاهد هستم که بسیاری به واسطه این واقعه بازگشته و اکنون در مسیری قرار گرفته‌اند که برای دفاع از نظام قدم برمی‌دارند؛ افرادی که شاید تا چندی پیش طرفدار براندازی بودند. حتی این واکنش‌ها را در برخی برخوردهای خبری ایرانیان خارج از کشور می‌بینیم؛ کسانی که پیش‌تر در تجمعات براندازانه شرکت کرده بودند، اکنون واکنش متفاوتی نشان می‌دهند و این تأثیرگذاری احتمالاً در آینده به صورت سونامی و گسترده‌تر نیز خواهد شد.

بنابراین، مشارکت مردم در تصمیم‌گیری، مسئله‌ای کلیدی و مبنایی برای هر نظام اسلامی است که قصد دارد از پیامبر (ص) و اهل بیت (علیهم‌السلام) الگو بگیرد و برای نظام ما نیز یک امر حیاتی محسوب می‌شود. نهایت کاری که افراد صاحب‌فهم و صاحب‌منصب باید انجام دهند، همان است که مقام معظم رهبری بدان فرمودند: «جهاد تبیین». باید حقایق را تبیین کنیم تا بتوانیم دروغ‌پردازی‌ها و تصورات غلطی که دشمن ایجاد کرده است را برای مردم روشن سازیم.

چه بسا زمان لازم باشد تا ذبح عظیمی، همچون شهادت رهبر عزیزمان، رخ دهد تا عده‌ای به خود آمده و آگاه شوند؛ اما این اتفاق می‌تواند وسیله‌ای شود برای اینکه بیداری و مشارکت مردم ما جدی‌تر شود و مردم با تصمیم‌گیری درست، در مشارکت‌ها راه خود را بیابند و مسیر صحیح را انتخاب کنند.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha